اندیشه های تمدن ساز

باید همه احساس کنند که مسئولیت ایجاد تمدن اسلامیِ نوین بر دوش آنهاست. رهبر معظم انقلاب

اندیشه های تمدن ساز

باید همه احساس کنند که مسئولیت ایجاد تمدن اسلامیِ نوین بر دوش آنهاست. رهبر معظم انقلاب

جنبش letter4u

Reba.ir

اندیشه های تمدن ساز

من با اطمینان کامل می‏گویم: این هنوز آغاز کار است، و تحقق کامل وعده‏ ی الهی یعنی پیروزی حق بر باطل و بازسازی امت قرآن و تمدن نوین اسلامی در راه است:
«وَعَدَ اللَّهُ الَّذِینَ آمَنُوا مِنْکُمْ وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ لَیَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِی الأَرْضِ کَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِینَ مِنْ قَبْلِهِمْ وَ لَیُمَکِّنَنَّ لَهُمْ دِینَهُمُ الَّذِی ارْتَضی لَهُمْ وَ لَیُبَدِّلَنَّهُمْ مِنْ بَعْدِ خَوْفِهِمْ أَمْناً یَعْبُدُونَنِی لا یُشْرِکُونَ بِی شَیْئاً وَ مَنْ کَفَرَ بَعْدَ ذلِکَ فَأُولئِکَ هُمُ الْفاسِقُونَ»
نشانه‏ ی این وعده ی تخلف‏ ناپذیر در اولین و مهم‏ترین مرحله، پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و بنای بلندآوازه ی نظام اسلامی بود که ایران را به پایگاه مستحکمی برای اندیشه ی حاکمیت و تمدن اسلامی تبدیل کرد.
پیام رهبری به کنگره عظیم حج - 17/09/1387

کانال ما در سروش:
https://soroush-app.me/channel/tamadonsazan

۱۴۱ مطلب با موضوع «شعر» ثبت شده است

۲۱خرداد

فتنه 88

مهدی جهاندار غزلی با محوریت فتنه خواند:

فتنه شاید روزگاری اهل ایمان بوده باشد
آه این ابلیس شاید روزی انسان بوده باشد

فتنه شاید در لباس میش، گرگی تیز دندان
در لباسی تازه شاید فتنه چوپان بوده باشد

فتنه شاید کنج پستوی کسی لای کتابی؛
فتنه لازم نیست حتماً در خیابان بوده باشد

فتنه شاید در صف صفِین می جنگیده روزی
فتنه شاید در زمان شاه، زندان بوده باشد!

م. هوشیار
۱۲ارديبهشت

هرگزننــوشت آنچه برازنده ےتوست
تاریخ ڪه تا همیشه شرمنده توست

ایثار، وفـا، عشـق، عـــمل، آینه، صـبر
اینها همه محتواےپرونده توست

م. هوشیار
۰۱بهمن

خدایا پس چرا من زن ندارم؟/ زنی زیبا و سیمین تن ندارم؟

 

دوتا زن دارد این همسایه ما/ همان یک دانه را هم من ندارم

 

آژانس ملکی امشب گفت به من:/ مجرد, بهر تو مسکن ندارم

م. هوشیار
۲۶دی

محبت

دیشب به خواب دیدم ،گردیده ام نمونه// دربین کارمندان اندر اداره خود
تشویق می نمودند، کف می زدند مرتب// در آسمان بختم دیدم ستاره خود

آمد مدیرنزدیک ،با چهره ای گشاده// در دست او دو سکّه با یک سوییچ پیکان
من را به پیش خود خواند ،از بهر اخذ آنها // رفتم گرفتم هردو با دستهای لرزان

م. هوشیار
۲۴دی

صبحی گره از زمانه واخواهد شد
رازشب تاربرملا خواهدشد
در راه، عزیزیست که با آمدنش
هرقطب نما قبله نماخواهد شد

م. هوشیار
۱۸دی

بقیه الله

ویرانه نه آنست که جمشید بنا کرد
نه آنست که فرهاد فرو ریخت
ویرانه دل ماست که هر جمعه به یادت
صد بار بنا گشت و دگر بار فرو ریخت…

م. هوشیار
۱۷دی

انتظار فرج

اگر عنایتی بر این گدا کنی چه می شود
مس وجود جان من طلا کنی چه می شود
غم فراق و دوریت گرفته سینه مرا
اگر که عقده دلم تو وا کنی چه می شود

م. هوشیار
۰۴دی

سبقت از پیامبر (ص) ممنوع

در میان دوستان خوب و نیک  *******   بود ما را دوستی، وسواس لیک
صبح و ظهر و مغرب و شبها مدام  *******  دست و روی و البسه شستی تمام
دوستان از باب نصیحت و دلسوزی وی را گفتند:
دست را یکبار گر شویی بس است  *******  نجس العینی مگر؟ والله بس است.

م. هوشیار
۰۳دی

من از اشکی که می ریزد ز چشم یار میترسم
از آن روزی که مولایم شود بیمار میترسم!

همه ماندیم در جهلی شبیه عهد دقیانوس
من از خوابیدن مهدی درون غار میترسم

م. هوشیار
۳۰آذر

ما منتظر صبح شب یلداییم
آماده برای فرج فرداییم
روزی که عزیز فاطمه می آید
با خامنه ای به کربلا می آییم.

م. هوشیار
۲۹آذر

شصت ثانیه از عمر دراز شب یلدا
باعث شده تا صبح به یادش بنشینیم
ده قرن ز عمر پسر فاطمه بگذشت
یک شب نشد از داغ فراقش بنشینیم!!!

م. هوشیار
۲۵آذر

مادر شوهر

سحر محبت (مادرشوهرت را بکش)

«دختری بعد از ازدواج نمی توانست با مادرشوهرش کنار بیاید. هر روز با او جر و بحث می کرد. عاقبت دختر نزد داروسازی که دوست صمیمی پدرش بود رفت و از او تقاضا کرد سمّی به او بدهد تا بتواند مادر شوهرش را بکشد! داروساز گفت: اگر سمّ خطرناکی به او بدهد و مادرشوهرش بمیرد، همه به او شک خواهند کرد، پس معجونی به دختر داد و گفت: هر روز مقداری از آن را در غذای مادرشوهر بریزد تا سمّ معجون کم کم در او اثر کند و او را بکشد. در این مدت با مادرشوهر مدارا کند تا کسی به تو شک نبرد. دختر معجون را گرفت و

م. هوشیار
۱۸آذر

صدشاخه گل محمدی با صلوات
تقدیم امام عسگری در عتبات
جز حضرت مهدی نبود نائب او
آغاز امامتش درود و صلوات

م. هوشیار
۱۲آذر

مهدی

آقا نگاهت جای آهو هاست، می دانم
دستان پاکت مثل من تنهاست، می دانم
آقا دلت در هیچ ظرفی جا نمی گیرد
جای دل تو وسعت دریاست ، می دانم

م. هوشیار
۰۵آذر

دفاع مقدس

شعر زیبای شهریار در مورد بسیج:

 

یا علی باز از خدا دستی به همراه بسیج
جاودان کن در جهان این جلوه و جاه بسیج

یا علی خون حسینت کی رود از یادها
گو ببیند زینب این غوغای خونخواه بسیج

تا علمدارش گشاید بال شاهین علم
می دهد فرمان حسینت کو بود شاه بسیج

م. هوشیار
۲۷آبان

سالها می شود از خویش سؤالی دارم
من اگر منتظرم از چه نمردم بی تو
با حساب دل خود هرچه نوشتم دیدم
من از این زندگیم سود نبردم بی تو

م. هوشیار
۲۶آبان
رهبری کربلا
اربعین آیا پیاده رفتن است؟
یا که بین رَه به سرما خُفتن است؟
 
اهل ویزا زائِرند آیا فقط؟
مانده ها جا، خاسِرند آیا فقط؟
م. هوشیار
۲۲آبان

بقیه الله

گل زهرا به عشقت آشنایم می کنی یا نه؟
آقا نماز شب که میخوانی دعایم میکنی یا نه؟
اگر چه من رفیق نیمه راه و بی وفا بودم
چو عباس بن حیدر با وفایم می کنی یا نه؟

م. هوشیار
۳۰مهر
اینگونه در قفس به رهایی نمی رسیم
بی ناخدا بدان به خدایی نمی رسیم

یک عمر صرف مدرسه و درس شد ولی
بی گریه بر حسین به جایی نمی رسیم
م. هوشیار
۲۶مهر

شیر باشیم نه روباه

برو شیر درنده باش، ای دغل *** مینداز خود را چو روباه شل
چنان سعی کن کز تو ماند چو شیر *** چه باشی چو روبه به وامانده سیر؟

بخور تا توانی به بازوی خویش *** که سعیت بود در ترازوی خویش

م. هوشیار